بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
این روزا..... وای یعنی من عاشقه این شب بوها بودم.این روزا از توی باغ های قصرالدشت که رد میشی بوی گل مستت میکنه شور و حال مردم و که دیگه نگو همه یه گلدون کوچیک سنبل تو دستشونه و دنبال ظرفای سفالی خوشکل واسه هفت سینن. ولی نمیدونم چرا اون روز که ما رفتیم واسه خرید تو خیلی خوش اخلاق نبودی فقط بغل بابا بودی و میگفتی ماشین آخرسرم به بابا گفتم شما برید تو ماشین من خودم میخرم و میام.ظرفای سفالی کوچیکی خریدم واسه هفت سین و گل و سبزه . واسه خرید شیرینی و آجیل هم که رفتیم خیلی جالب بود واسم که با وجودیکه شکلات ها همه جلوت باز بود ولی دست نمیزدی و فقط نگاه میکردی. موقع درست کردن هفت سین هم اومدی پیشم نشستی که به قول خودت کمکم ...








